ترمودینامیک
نرژي بين ذره هاي سازنده مواد به طور يکنواخت توزيع نشده است. ترموديناميک را مي توان دانش مطالعه شکل هاي مختلف انرژي و راه هاي تبديل آن تعريف کرد
به بخشي از جهان که براي مطالعه انرژي و تغيير آن انتخاب مي شود، سامانه يا سيستم مي گويند و هرچيزي که در پيرامون ان باشد محيط ناميده مي شود
ديواره اي که سامانه را از محيط آن جدا مي کن مرز سامانه ناميده مي شود، اين مرز ممکن است حقيقي يا مجازي باشد. دسته بندي سيستم ها بر اساس نوع مرز آن ها و چيزي که در آن جاري مي شود از قيبل کار و انرژي و ماده و گرما و آنتروپي است
يک سيستم هر چيزي مي تواند باشد. مثل يک يستونف يک محلول در يک لوله آزمايش، يک ارگانيزم زنده يا يک مدار الکتريکي و...


سيستم ايزوله: سيستمي که کاملاٌ از محيط اطراف مجزا استو هيچگون تبادلي از نظر کار، انرژي و ماده با محيط ندارد. به عنوان مثال يک سيلندر گاز کاملاً عايق شده را در نظر بگيريد

سيستم بسته: سيتمي که توانايي مبادله انرژي ( کار يا گرما) را دارد. اما توانايي مبادله ماده را ندارد. مثل يک خانه در بسته که فقط با محيط تبادل گرما دارد. يک انيميشن از سيستم بسته را ببينيد

سيستم باز: داراي تبادل انرژي ( گرما و کار) و ماده با محيط است. اقيانوس مثالي از يک سيستم باز است
در سيستمي که در حالت پايا قرار دارد. ميزان انرژي ورودي با انرژي خارج شده از سيستم برابر است. يک انيميشن از سيستم باز را ببينيد

در اينجا يک سيستم باز و يک سيستم بسته را ببينيد


«معلم شهید محمدجواد حسن زاده » ، شهیدی که مدتی نیست از ما جدا شده و جزو همان شهدایی است که مدتی پیش از این در فضای شهر یا کوچه ما نفس می کشیده و ما غافل از حضور او، غرق دل مشغولی های دنیایی خود بودیم، بدون این که بتوانیم حضور او را حس کنیم . راستی تا به حال هیچ فکر کرده اید چطور می توان حضور یک شهید را حس کرد؟ براستی آیا شهدا را می توان درک کرد؟ مگر این ذهن های زنگ زده دنیایی دیگر جایی برای شهدا در خود باقی گذاشته اند؟ آن قدر غرق شده ایم که از محیط اطرافمان بیگانه ایم .مدیون شهدا و خون کسانی نمانیم که برای راحتی و آسایش ما جان بر کف رخت مردانه ی شجاعت و شهادت پوشیدیند و به اعلا علیین پر کشیدند!!!